گیرم شمع یادم را در خاطرت خاموش کردی
با نطفه محبتی که
در رحم روحت کاشته ام، چه میکنی؟

چشم پزشک را گفتم:
چشم که مي بندم او در دل است
چشم که باز ميکنم در مقابل
گفت دل مرواريد گرفته اي*!
----------------------------
* دل مرواريد بر وزن آب مرواريد بيماري چشمي!
اراده کردم، اراده کردي، نشد!
پس اراده اي مافوق اراده ما در جهان است
اثبات وجود خدا به همين سادگي است.
-------------------------
يادداشت من در مورد زيدان در خبرگزاري انتخاب!
به برکت نمک ناشناسی خلق
هر چه از مردمان دور تر باشی
بزرگترت می پندارند
-----------------------------------
* نوشته ای دگر از من در ...
کلاغ
پر...!
خــدا
پر...!
حسام
پر... !
حسام که پر نداره
باباش خبر نداره...
------------------------------------
پ.ن: یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا!
آهای باباش! ادرکنی...
هوا گرم نیست!
چرا عرق میکنم؟
تنم قطره قطره از شرم عریانیت آب می شود...
در نظر سنجی پایین صفحه نظر دهید