
این روزها، دفتر سپیدی دارم که از بال فرشتگان نیز سپید تر است. دفتری که در آن حرفی از «پی»نوشت نیست، بلکه سطر به سطر «سر»نوشتی است که در آینده جوانه خواهد زد. می خواهم این دفتر را بی غلط بنویسم، آنچنان که تمنای پاک کن هم نباشد...


این روزها، دفتر سپیدی دارم که از بال فرشتگان نیز سپید تر است. دفتری که در آن حرفی از «پی»نوشت نیست، بلکه سطر به سطر «سر»نوشتی است که در آینده جوانه خواهد زد. می خواهم این دفتر را بی غلط بنویسم، آنچنان که تمنای پاک کن هم نباشد...
وادی در اصطلاح شیخ عطار مراحلی است که سالک طریقت باید طی کند و طی این مراحل
را به بیابانهای بی زینهاری تشبیه کرده است که منتهی به کوههای بلند و بی فریادی می
شود که سالک برای رسیدن بمقصود از عبور از این بیابانهای مخوف و گردنه های مهلک
ناگزیر است و آنرا به وادیها و عقبات سلوک تعبیر کرده است.
به طوریکه. صوفیان
مقدم در تصوف هفت مقام تصور کرده اند از این قرار:
[1]
نی را چه شوکتی است؟
جز رنگ زار ِ زرد
یا ناله ای حزین
بی ساق و ریش و برگ؟
فارغ ز بار و باغ
دل را سپرده
بر لب چوپان هرزه گرد!
[2]
نیزار شهر ِ من
با مردمان ِ پاک
با ساقه های پوک
دل بسته بر افاده چوپان که نی شوند!